اگه این حکایت رو بخونین به بدجنسی های کلاغ بیشتر پی میبرید . حکایت است که روزی کلاغ اخرین اموزش ها را برای جوجه های خود می داد تا پرواز کرده و مستقل شوند درس اخر این بود که جوجه های با هوش من اگر دیدید انسانی به شما نزدیک شد و خواست خم شده و از زمین چیزی بردارد زود از محل دور شوید چون می خواهد از زمین سنگ برداشته و شما را بزند . یکی از جوجه ها از مادر میپرسد که شاید سنگ در جیبش بود انوقت چه کنیم که مادرش میگوید فرزندم درس تو تکمیل است میتوانی پرواز کنی و بروی . نتیجه ای که از این حکایت میگیریم نشان میدهد که جوجه اش از خودش بد جنس تراست


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
